بحران عمیق در حرفه ای ترین نهاد برنامه ریزی  توسعه کشور

 

بحران عمیق در حرفهای ترین
نهاد برنامه ریزی توسعه کشور( حرفه مهندسان مشاور)

الف – واکنش انجمن صنفی مهندسان مشاور معمار و شهرساز ایران
1- اطلاعیه انجمن صنفی مهندسان مشاور معمار و شهرساز ایران
گروه شهرسازی انجمن صنفی مهندسان مشاور معمار و شهرساز در شهریور ماه 1389 در متنی در خبرنامه داخلی «بحران حرفه و چارهاندیشی پیرامون بیرون رفت از آن» را مطرح کرده است. بخشی از مواردی که تا کنون در این متن مطرح شده، عبارتند از :
«در فصل چهارم قانون برنامه چهارم موضوع توسعه مبتنی بر ( اقتصاد دانش) و فعالیتهای مبتنی بر دانش و داناییمحور مطرح شده است. مهندسان مشاور بطور عام و مهندسان مشاور معمار و شهرساز بطور خاص، شرکتهای خدمات مهندسی دانش پایه و دانایی محور هستند که نقش جدی در توسعه ملی مبتنی بر ( دانش ) و دانایی ایفاء می کنند. تا کنون به این امر مهم علی رغم وجود بسترهای قانونی آن و فرصت هایی که نیز به وجود آمده است، کمتر توجه شده است و فرصت های ایجاد شده نیز..... مورد بهره برداری چندانی قرار نگرفته است. »
بند اول این اطلاعیه ، همان گونه که از متن و مضمون آن بر می آید بحران گسترده در حرفه مهندسان مشاور و به طور خاص وجود بحران در گروه شهرسازی و معماری انجمن صنفی مهندسان مشاور معمار و شهرساز و چگونگی بیرون رفت از آن موضوع اصلی بحث است ضمن آنکه مباحث دیگر حرفه نیز در این اطلاعیه با طرح شش بند دیگر نیز ادامه پیدا کرده است.

2- جامعه مهندسان مشاور ایران
از آنجا که حرفه مهندسان مشاور و همچنین نقش آن در برنامه ریزی و ارائه خدمات فنی و مهندسی بصورت روشن و واضح برای بسیاری از شهروندان از روشنایی چندانی بر خوردار نیست.صلاح در این دیده شده است که بحث را به اختصار به نقش و جایگاه این حرفه و خدماتی که ارائه می کنند و همچنین به اثرات شگفتی که در برنامه ریزی توسعه کشور برعهده دارند از زبان خود آنان برجسته شده و مورد اشاره قرار گیرد :
«جامعه مهندسان ایران در تاریخ 1352 با نام « جامعه مشاور ایران » تأسیس شده است. در واقع پس از تصویب آئین نامه تشخیص صلاحیت وطبقه بندی آنان توسط هیئت وزیران در خرداد 1352 بمنظور همکاری با سازمان برنامه وبودجه پیش بینی شده بود، مقدمات تأسیس جامعه فراهم آمد و سرانجام در تاریخ 7/12/1352 بشماره 1471 به ثبت رسید و فعالیت خود را آغاز کرد.»
«اساسنامه جامعه مشاوران پس از وقوع انقلاب اسلامی ایران در سال 1357 برحسب شرایط اجتماعی- اقتصادی و سیاسی تغییر پیدا کرد و نام آن نیز از « جامعه مشاوران ایران» به « جامعه مهندسان مشاور ایران» عوض شد.»
تعداد اعضاء جامعه نیز از 54 شرکت به 158 عضو حقوقی به بعد از انقلاب اسلامی افزایش یافت وهم اکنون تعداد اعضای حقوقی به حدود 800 شرکت ( عضو حقوقی) بالغ می‌گردد. (یکی از دلایل این افزایش را می باید در محدود شدن شرکت های مشاور فعال قبل از انقلاب و گسترده شدن شرکت هایی کوچک و تازه تأسیس از متخصصین که از دانشگاه ها فارغ التحصیل شده و عشق و علاقه وافر آنان به رشد و توسعه کشور و تحقق ایرانی آزاد وآباد پا به این عرصه گذاشته اند، شرکت هایی که کماکان با حداقل امکانات و بدون هیچ پشتوانه‌های مناسب، طی سه دهه، با همه توش و توان به عرصه های مختلف تخصصی خدمات فنی و مهندسی و برنامه ریزی توسعه منطقه ای و شهری و روستایی کشور پرداخته اند و عموماً با نهادهای دولتی وسازمانهای تابعه و وابسته به آنان در ارتباطی تقریباٌ یک جانبه بوده و بدون هیچ چشم داشت مادی و صرفاٌ بمنظور تحقق ارتقای کیفیت زندگی اجتماعی ومردم به کار فعالیت پرداخته اند و دست آوردهای ارزشمند آنان در هر گوشه و کنار کشور کاملاٌ قابل مشاهده و رویت است. در اساسنامه جامعه مهندسان مشاور ایران ، هدف آن چنین تعریف شده است):
« جامعه مهندسان مشاور ایران، جمعیتی است ملی، فرهنگی، فنی – حرفه ای و مستقل از تمام احزاب و گروه‌های سیاسی که شرکت های مهندسان مشاور در آن گرد آمده اند تا ضمن ایجاد یک نظام حرفه ای استوار بر اصول دموکراتیک، در اعتلای حرفه خود بکوشند و در راستای دستیابی به استقلال فنی و تکنولوژی پیشرفته منطبق با شرایط فرهنگی، اجتماعی ، اقلیمی و اقتصادی کشور گام بردارند .»
جامعه در سال 1373 با تدوین اساسنامه و تعیین اهداف واستراتژی خود به عضویت فیدیک(FIDIC) «فدراسیون بین المللی مهندسان مشاور» پذیرفته شد و نماینده انحصاری این فدراسیون در ایران شد.

3- فیدیک (FIDIC) فدراسیون بین‌المللی مهندسان مشاور
(پیام فیدیک (FIDIC) «فدراسیون بین المللی مهندسان مشاور» برای آشنایی با حرفه «جامعه مهندسان مشاور ایران» به اندازه کافی گویا و کافی بنظر می‌رسد. از این‌رو در اینجا این مورد اشاره قرار می‌گیرد).
«مهندسان بیشترین سهم را در دستیابی به کیفیت زیست کنونی، که از آن بهره مند هستیم، داشته‌اند. آب پاکیزه سالم، سیستم ترابری کار آمد، مهار شدن مخاطرات سیل و طغیان‌ها، مدیریت مواد زائد، ساختمانهای مقاوم در برابر زلزله، طرح‌های تولید و توزیع نیروی برق و نظائر آن، همه دستاوردهای مهندسانند. اما اغلب در گمنامی واقعی به انجام رسیده اند، ما مهندسان – و تنها ما- در این باره مقصریم، زیرا نخواسته ایم و یا غفلت کرده ایم که به ازای این فضائل کسب اعتبار کنیم، این کوتاهی را چگونه باید جبران کرد.»
«گام نخست: باید وظیفه خود را بخوبی انجام دهیم و آن را با هیجان به دنیا بازگو کنیم. بگذار مردم دنیای بدون مهندسی « این عنصر خلاقیت» را مجسم کنند، دنیایی بدون پل ها، ساختمان های بلند، آب پاکیزه، نیروی برق، ارتباطات و ترابری سریع و .... بدین سان کارهای سترگ ما در چشم اندازی شایسته قرار گیرند.»
در آن موقع ما باید از افزودن پیشوند « مهندس» به اسم خود، همانطور که برخی از همکاران در اروپا و آمریکای لاتین حمل می کنند، به وضوح نشان دهیم که « به حرفه خود مباهات می کنیم» .
«گام دوم : ما باید خواستار آن باشیم که خدمات ما برمبنای عملکرد، ارج نهاده شوند و مثل یک کالا مورد خرید و فروش قرار نگیرند. اگر قدر و منزلت حرفه ما با سایر حرفه های عملی ، همانند پزشکی همسنگ نباشد، بهترین مغزهای تعلیم یافته ، « مهندسی مشاور» را انتخاب نخواهند کرد.»
«تأمین آینده : بگذار از سایه گمنامی به درآئیم و سر کردگی چالش ها برای رویارویی با دنیای قرن بیست ویکم را بر عهده بگیریم، ما باید بانگ توانمند دفاع از امر حفظ و کاربرد خردمند انه منابع موجود باشیم. بگذار از حرف زدن با خودمان در گذریم و با کسانی که می توانند پندار ما را تقویت کنند، ارتباط برقرار کنیم ، صدای ما شنیده نخواهد شد، مگر اینکه پا از میان جمعیت تماشاگر بیرون نهیم و به روی صحنه بیآئیم.»
« حرفه نا پیدا، قدمی به پیش بگذار و از تاریکی به در آی».

4- فعالیت ها و تعداد اعضاء جامعه مهندسان مشاور ایران:
با این مقدمات، می توان به اختصار گفت که جامعه مهندسان مشاور ایران با عضویت حدود800 شرکت حقوقی به عنوان بزرگترین تشکل بخش خصوصی کشور و پیچیده ترین و متخصص ترین صنف حرفه ای فعال درهمه عرصه های خدمات فنی – مهندسی نقش موثر و مفیدی در توسعه وعمران و آبادانی کشور ایفاء کرده است.
(این جامعه با سابقه‌ای بیش از 35 سال تجربه ، با برخورداری از توان حرفه ای اقتصاد دانش پایه ومبتنی بر تخصص های دانایی محور با تقسیم کار تخصصی در کمیته ها و گروههای مختلف و متنوع به عنوان نیروی توانمند توسعه فنی و مهندسی کشور، همراه با سایر نهادها و سازمانهای تخصصی درراستای عمران و آبادانی کشور، نهادی فعال، مفید ، موثر و تأثیرگذار بوده است.)
این جامعه اکنون در گستره ای مشتمل بر 24 رشته تخصصی در زمینه های : « بازرسی فنی، بندرسازی، بهینه سازی مصرف انرژی، تأسیسات ساختمانی، تأسیسات شهری، برنامه‌ریزی‌های توسعه منطقه‌ای، ناحیه ای، محلی، شهری، روستایی و برنامه‌ریزی‌های توسعه مناطق آزاد، مناطق ویژه اقتصادی، ترافیک و حمل و نقل ، خطوط انتقال نفت و گاز، شبکه های راه و راه آهن، نظام حمل و نقل، ژئوتکنیک، مقاومت مصالح ، سازه ، سدسازی طراحی شهرک های صنعتی وفعالیت های صنعتی، طراحی فرودگاه، برنامه ریزی توسعه کشاورزی و دامپروری، شبکه های مخابراتی، مدیریت و برنامه ریزیهای فعالیت های اقتصادی، اجتماعی وفرهنگی، معادن و زمین شناسی، معماری، منابع آب، مهندسی نفت و گاز و پتروشیمی، نقشه برداری، برنامه ریزیهای توسعه مناطق محروم، مناطق روستایی، بافت های فرسوده شهری، حاشیه نشینی، توانمندسازی، مرمت ابنیه وآثار تاریخی و ... به فعالیت اشتغال دارد و با فعالیت های خویش
به جایگاهی رفیع و ارزشمند دست یافته است و با تبادل نظر و همراهی و همکاری با حرفه های مشابه در عرصه جهانی به دانش و فن بهنگام و به روز جهانی مسلط شده واز آنها در راستای تحقق اهداف و وظاییف خود به بهترین وجه ممکن بهره برده است.

صورت خدمات تخصصی که جامعه مهندسان مشاور به جامعه ارائه می دهند.
1- کشاورزی و دامپروری: 40 مورد
2- فرودگاه : 12 مورد
3- معماری : 273 مورد
4- تاسیسات ساختمان : 37 مورد
5- مخابرات : 4 مورد
6- معادن وزمین شناسی : 26 مورد
7- ژئوتکنیک و مقاومت مصالح: 52 مورد
8- سدسازی : 31 مورد
9- صنایع : 56 مورد
10- طراحی داخلی : 4 مورد
11- مدیریت وسیستم و مطالعات اقتصادی واجتماعی: 15 مورد
12- بندر سازی : 16 مورد
13- مهندسی نفت وگاز و پتروشیمی : 49 مورد
14- خطوط انتقال نفت و گاز : 24 مورد
15- نیرو : 24 مورد
16- بازرسی فنی : 7 مورد
17- راه و راه آهن : 70 مورد
18- سازه : 121 مورد
19- بهینه سازی مصرف انرژی : 8 مورد
20- مهندسی محیط : 2 مورد
21- نقشه برداری : 59 مورد
22- ترافیک و حمل و نقل : 10 مورد
23- شهرسازی : 94 مورد
24- منابع آب : 99 مورد
25- تأسیسات شهری : 49 مورد

جدول فوق در واقع با اعمال کلیه فاکتورها و در نظر گرفتن سطوح مختلف تشکیل شده است.
اگر توانسته باشم با این مقدمه، حرفه کاملاً تخصصی «مهندسان مشاور»، «دامنه و ابعاد گسترده فعالیت آن» و «نقش و جایگاه آن در برنامه ریزی توسعه و عمران کشور» و... را بیان کرده باشم. بطور طبیعی می باید به «مضمون بحرانی» که در ابتدای این یادداشت به نقل از «گروه شهرسازی انجمن صنفی مهندسان مشاور ومعماری و شهرسازی» مورد اشاره قرار داده‌ام، مجدداً رجوع کنم :
این بحران اکنون بیش از شش ماه است که گسترده ترین بخش خصوصی، تخصصیترین و فنیترین نهاد حرفهای را که بصورت مستقیم یکی از ارکان مهم برنامهریزی توسعه و عمران کشور است را به شدت زمینگیر کرده است، واقعیت آن است که مدت مدیدی است که این شرکتها، با خود، با حرفه و تخصص خود و با دانا محورترین نیروهای تخصصی که با آنان چندین وچند سال است، به کار و اشتغال، فعالیت دارند در بحران شدیدی گرفتار آمده‌اند و تمامی خاکریزهای خود را در این گرفتاری از دست داده‌اند. این نهاد حرفهای در طی حداقل شش ماه گذشته این تجربه را از سرگذرانده است که خود امکانات لازم برای «بیرون رفت» از این بحران را در توان ندارد. با تلاشهای اندکی که که تاکنون به عرصه حضور گذاشته است و با بهرهگیری از تجاربی از این دست که در چنته خود دارد (تجارب بحرانهای قبلی) به نظر میرسد که به سادگی و آسانی نتواند از موجهای مداوم و ماندگار این دریای متلاطم در امان بماند و جان سالم بهدر برد. مطالبات گستردهای که آنها از قراردادهایی که با کارفرمایان قبلی (که عمدتاً دولتی هستند)، با خود به همراه دارند، با اوضاع و احوال پیشرو، نمیتواند به دریافتهای نقدی آنان از کارفرمایان تبدیل شود. به علت انعقاد قراردادهای یک سویه با نهادهای دولتی و صرفاً با عنوان کردن نداشتن اعتبار ویا عدم واریز اعتبارات تخصیص یافته از سوی دولت، چشمانداز روشن آنان را در سایه روشن تاریکی قرار می دهد.
حجم قراردادها ( فعالیت های در جریان مرتبط با حرفه) در شش ماه اول سال 1389 نسبت به 6 ماهه مشابه سال پیش ( سال 1388) حدوداً به 3/ 1 تا4/1 تقلیل یافته است.
تقلیل حجم فعالیتهای در جریان شرایطی را به وجود آورده است که رقابتهای متعارف حرفه را به چرخههای نامتعارف نزدیک کرده است، در شرایط متعارف، شرکتی که در 6 ماه اول سال 88 توانسته باشد از میان حدود 30 تا 40 پروژهای که در آن مشارکت کرده است ودر چرخه رقابت متعارف توانسته باشد حدود 10 تا 12 پروژه را به عقد قرارداد نزدیک کند، در شش ماه مشابه سال 89 در حدود 10 تا 15 مناقصه شرکت کرده است و شاید حتی یک پروژه و یا حداکثر 1 تا 2 پروژه را به مرحله عقد قرارداد نرسانده باشد. در این میان و در چنین شرایطی، مشکل اساسی، مستقیم، مادی و ملموس آن است که مجموعهای متشکل از حدود 800 شرکت حرفهای در سال 89 با این مشکل پیچیده و ظاهراً غیر قابل درک مات و مبهوط بر جای ماندهاند. مشکلی که با منابع انسانی متخصص خود که حاصل سالیان متمادی، تجربه همکاری طولانی مدت، وابستگیهای ناشی از آن و علائقی که در این میان شکل گرفته است، میباید چه نوع رفتاری را در پیش گیرند؟ واقعیت آن است که نیروی انسانی گستردهای از داناترین، متخصصترین، با تجربهترین و کارآمدترین جوانان کشور که با حرفه خود با عشق و علاقه ویژه گره خوردهاند و با درآمد اندک خود در طی سالیان دراز، با حداقلهای ممکن روزگار گذرانیده‌اند، و با بیتوجهی به مسائل مادی به آن با حرفه خود بصورتی فشرده و تنگاتنگ ارتباط برقرار کردهاند، بدان حرفه و نتایجش دل بستهاند و وظیفه حرفهای و اجتماعی خود را بر هر نوع امتیازات معمول و غیر معمول دیگر ترجیح دادهاند، چه رفتاری باید در پیش گرفت ؟ و به سخنی دیگر با چه نوع ارتباطی و به چه نحوی میباید رابطه شرکت، حرفه، مدیریت منابع انسانی، تجربیات، نتایج و ... سایر امور مادی دیگر را با یکدیگر سازگار کرد و اوضاع را بهسامان نمود؟ باز هم باید تاکید کرد واقعیت مادی و ملموس آن است که بسیاری از شرکتهای خدمات مهندسی مشاور، تحت تاثیر آنچه که به شرح فوق مورد اشاره قرار گرفته است، در حال توقف فعالیت و تعطیلی قرار دارند (و یا در حال تعطیلی هستند) و این امر به این مفهوم است که تعادل بین دریافت مطالبات شرکتها از کارفرماها، تعادل بین گردش دریافت کار و حقالزحمه ها و هزینههای مرتبط با آن، تعادل بین کار، درآمد و هزینه، خود از تعادل خارج شده است و به بحرانی سنگین و سمج مبدل گردیده است. شرکتهایی هم اگر تاکنون متوقف نشده باشند، مطمئناً در آینده نزدیک از آن به دور نخواهند ماند.
بدین ترتیب در صورت استمرار بخشیدن به این بحث در فضایی مادی و ملموس، در صورتی که میانگین کارکنان این شرکتها را در حداقلهای ممکن یعنی 30 تا 40 نفر در نظر بگیریم که عموماً تعداد نیروی انسانی بسیار زیادتری در اکثر این شرکتها به کار اشتغال دارند، میزان بیکاری در این حرفه پیچیده تخصصی که عمدتاً دارای مدارک تحصیلی بالای کارشناسی هستند و متوسط تجربهکاری شان از عمری بالای 5 سال نیز بیشتر است، میزان بیکاری در این حرفه که از تخصصی کاملاً ویژه بهره میبرد به رقمی حدود 24،000 نفر تا 32،000 نفر بالغ میشود. بدیهی است که در مواجهه با این اعداد و ارقام، این پرسشها باز هم در عرصههای مادی و قابل لمس برجستهتر و ملموستر میشود.

5- مشکلات پیش روی مشاوران
در مواردی که به شرح فوق به آن اشاره شده است، مهم‌ترین موضوع نحوه و چگونگی برخورد با منابع انسانی (چگونگی پرداخت مطالباتشان و چگونگی ادامه همکاری یا بیکار ماندن ایشان) مهم‌ترین موضوعات حاد، مادی و ملموس حرفه را به خود اختصاص داد ه است. پرسشهایی که در این زمینه به ذهن می‌رسد را می توان به شرح زیر فهرست کرد :
1- چه کسی، چه سازمانی و یا چه نهادی (وابسته و غیر وابسته ) وظیفه داشت به نظام دولتی نشانههای این پدیده بغرنج و این بیکاری در این حد(کمی) و در این سطح (کیفی) را حداقل از 6 ماه پیش، ببیند و هشدارهای لازم را بدهد؟
2- در شرایطی که جامعه از پدیده بیکاری در رنج است و مقامات دولتی تلاش میکنند و مداوماً با برنامههای مختلف و متنوع وعده یک رقمی شدن نرخ بیکاری را ترویج میکنند، چگونه حجم گسترده این بیکاری و با این کیفیت (در تخصصیترین سطوح حرفهای) را نمیتوانند پیشبینی کنند و یا اگر پیشبینی هم کرده باشند، راهبردها و راهکارهای مقابله با آن را در برنامههای 5 ساله و یا بودجههای یک ساله پیشبینی نمی‌کنند!؟
3- سازمانهای زیربط، از جمله"جامعه مهندسان مشاور ایران" و بهویژه" انجمن صنفی مهندسین مشاورمعمار و شهرساز" که عموماً با وجوه عام و خاص سیاستهای اقتصادی، اجتماعی و... آگاهی دارند، چرا بعد از شش ماه از وقوع بحران، (و نه شش ماه پیش از آن )از آن آگاه میشوند و قدم رنجه میکنند و در نشستی مطمئناً کوتاه و شتابزد نامهای، یا بیانیهای یا اخطاریهای و یا.... یکی از موارد فعالیت انجمن و حرفه را بحران و چگونگی بیرون رفت از آن مطرح میکنند و به اطلاع اعضاء میرسانند؟! و یا خود گروه شهرسازی جامعه مهندسان مشاور ایران در حدود دو ماه قبل با ارسال پرسش نامهای و با طرح چند سوال از قبیل "میزان مطالبات شما چقدر است؟"، "در 6ماه اول امسال نسبت به 6ماه مشابه سال قبل چند قرارداد امضاءکردهاید؟"، و چند سوال دیگر از این نوع، کماکان موضوع را در دست بررسی قرار دارد که از نتایج آن هنوز نکته‌ای آشکار نشده است !
4- و مهم ترین و اساسیترین پرسش (باز هم در عرصه های مادی و ملموس)، آن است که پس از گذشت حدود 6 ماه در عدم تعادل بین هزینه ها و درآمدها و بدهیهایی که مدتی برای شرکتها شکل گرفته و بر جای مانده است و بخش زیادی از نیروی انسانی فعال نیز با حداقل دریافتها تلاش کردهاند تا دخل و خرج زندگی شخصی و خانوادگی خود را بگذرانند از چه طریقی و با چه راهکارهایی میتوانند همزمان، هم با پرداخت تعهدات خود به منابع انسانی همکار هم با پرداخت سایر بدهی‌های شرکت و هم با تأمین اداره زندگی خود روبرو شوند. و واقعاً از چه طریقی و با چه راهکارهایی و یا وابستگی به کدامین تسهیلات بانکی و سایر کمکهای قانونی دولتی فعالیتهای هستیبخش خود را استمرار بخشند؟

6- عوامل مهم و موثر در ایجاد بحران :
در یک نگاه کلی و گذرا به نظر می رسد که عوامل زیر در ایجاد بحران پیش رو تاثیرات تعیین کننده ای بر جای گذاشته اند:
• انحلال سازمان برنامه و بودجه و عدم گردش کار کارشناسی برای تهیه و تدوین برنامه های 5 ساله اقتصادی – اجتماعی و فرهنگی کشور
• ناتمام گذاشتن مفاد و دستورالعمل های برنامه چهارم اقتصادی –اجتماعی و فرهنگی کشور در دوره گذشته
• عدم اتمام و تصویب برنامه پنجم پس از تاخیراتی که با آن روبرو بوده است و باز پس گیری آن از مجلس ،و بلاتکلیفی باقی ماندن آن.
• اختصاص بودجه های کلان به استانداری ها برای طرح و پروژه های متعدد استانهای سراسر کشور بدون طرح ضرورت مطالعات مورد نیاز و طراحی های لازم
• وابسته بودن بخش عمده بودجه های عمرانی به درآمدهای نفتی و نوساناتی که این منبع درآمدی در عرصه جهانی با آن به طور طبیعی روبروست .
• نوسان های شدید در بودجه های عمرانی در زمانهای کوتاه مدت (سالیانه) و عدم هم‌سوئی آن با بودجه‌های عمرانی بلندمدت (5 ساله)
• عدم وجود ارتباطی تنگاتنگ، منسجم و مؤثر و مفید فیمابین دولت با نهادها و ارگانهای صنفی حرفه مهندسان مشاور.

سید حسن صدرزاده